واحد وفات پيغمبر

 

مرحوم غلامرضا اصلاح پذير

شيعيان شورش و محشر به جهان گشته نمايان
يا بود ماتم آن فخر بشر ختم رسولان
عرش و فرش و فلك و لوح و قلم گشه نواخوان
جمله گريان و پريشان به عزا بهر پيمبر
در سماوات ملايك همه در ناله و ماتم
جامه ي غم به تن و خاك به سر جمله دمادم
ذكرشان وا ابتا رفت ز جهان سرور عالم
بهر سالار جهان رهبر دين مظهر داور
در جنان خيل رسولان همه با ديده ي گريان
رخت ماتم همه پوشيده زدند چاك گريبان
گشت ماتم زده  و خون جگر و زار و پريشان
حلقه ي ماتم غم كرده به پا جمله سراسر
جبرييل از غم مرگ شه دين احمد مختار  
خاك غم كرده به سر اشك فشان با دل افگار
در سما كرد ندا رفت ز جهان سيد ابرار
رهبر جن و بشر ناشر دين شافع محشر
گشته ماتم كده امروز همه يثرب و بطحا
بانگ شيون ز جهان گشته بلند تا به ثريا
مرد و زن پير و جوان كرده بلند ناله و غوغا
بر سر و سينه زنان خاك مصيبت همه بر سر
فاطمه موي پريشان حسنين چاك گريبان
زينبين در غم و افغان شده است همچو يتيمان
خاك غم بر سر و گردن صبح ما چون شب هجران
شال غم گردن مولاي جهان حيدر صفدر


کارهای مرتبط: واحد ـ رحلت پیامبر(ص) ، اصلاح پذیر ـ غلامرضا

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ي محرم

 

با فغان گفتا سكينه ي زار
بر سر نعش عمويش عباس
خواهم روم به سوي شام اي عمو عباس
عمو جان كو برادرم اكبر كز غمش ليلا مي زند برسر
كو اكبر من اي عمو عباس تاج سر من اي عمو عباس رفت از بر من
عمو جان كو برادرم قاسم تا ببند بر ناقه ام محمل
كو قاسم من اي عمو عباس تاج سر من اي عمو عباس رفت از بر من


کارهای مرتبط: نوحه ـ محرم

تاريخ : | | نویسنده : |

 نوحه محرم

 

كشته شد زاده ي زهرا به شمشير و سنين
نوگل باغ حسن قاسم دادماد حسين
شده تابوت و كفن خلعت دامادي تو
وا ويل صد واويلا
شيون و ناله ي زن ها عوض شادي تو
چشم خون بار ملول است داماد حسين
هر چه كردم به جهان رفت همه بر باد فنا
واويل صد واويلا
رنج گهواره و بي خوابي و شير سحري
چشم خون بار ملول است داماد حسين
حيف از اين كاكل مشكين كه به خون گشته خضاب
واويل صد واويلا
حيف از اين ماه جبينت كه فتاده به تراب
چشم خون بار ملول است داماد حسين


کارهای مرتبط: نوحه ـ محرم

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ي محرم

 

در صف كرببلا با دو صد شور و نوا
كفتا شاه شهدا بهر ا... نهضت از ما
وعده كردم به خدا از سر صدق و صفا
تاكنم جان به فدا بهر ا... نهضت از ما
پرچم سرخ بگيرم دست ظالم ببرم
تن به ذلت ندهم  بهر ا... نهضت از ما
 من چو به جسمت نگرم شد خاك غم به سرم
رفتي آخر زبرم بهر ا... نهضت از ما
مي روم كرببلا با دو صد شور و نوا
تا كنم جان به فدا بهر ا... نهضت از ما


کارهای مرتبط: نوحه ـ محرم

تاريخ : | | نویسنده : |

واحد محرم


مرحوم غلامرضا اصلاح پذیر

چونکه عباس بدید بی کسی سبط پیمبر
در حرم تا به عطش شیون و غوغاست سراسر
بهر قتلش به کمر خنجر کین لشکر کافر
یک طرف ناله ی اطفال بلند است به اختر
دید چون ظلم و ستم گشته فزون بی حد و بی مر
صبرش آمد به لب و گشت روان سوی برادر
گفت برده ز کفم تاب و توان چرخ ستمگر
غیرتم شعله زده بر دل مجروح چو آذر
به فدای سر تو پیکر عباس دلاور
گشته ام زار و پریشان به خدا جان برادر
گر شوم کشته در این دشت از این زندگی بهتر
اذن جنگم بده تا خویش زنم بر صف لشکر
شه دین گفت به عباس: ایا پشت و پناهم
تو امیری و علمداری و سردار سپاهم
گر شوی کشته پس از مرگ تو من عمر نخواهم
رحم کن جان برادر تو به این روز سیاهم
گفت : شاه کودک تو آب زمن خواست ندارم
عطش تشنه لبان برده ز دل صبر و قرارم
زنده باشم من و از ظلم کجا تاب بیارم
اذن ده تا که روم بهر حرم آب بیارم
شه دین دید که عباس بود عازم میدان
کاسه ی صبر به لب آمده با حال پریشان
دست در گردن او کرد و بگفت با دل سوزان
گفت شاید که رسد آب به اطفال پیمبر
شد روان سوی فرات آب رساند به یتیمان
 مشک پر آب نمود خواست بنوشد کمی از آن
یادش آمد ز لب تشنه ی آن شاه شهیدان
گفت نی شرط وفا تشنه لب است سبط پیمبر
آب امروز در این دشت بلا قیمت جان است
حرم شاه شهید منتظر قطره ی آب است
برسانم به سکینه که به راهم نگران است
هم رسد آب به حلقوم علی اصعر مضطر
ظالمی دست چو از پیکر عباس جداکرد
او نه رحمی به علی اصغر و شرمی ز خدا کرد
مشک آب ظالم دیگر هدف تیر بلا کرد
گشت مایوس ز آب با دل خون خسرو خوبان
گفت دیگر به چه امید به حرم روی نمایم
چه بگویم به سکینه من و این دست چدایم
گشته ام سیر ز جان نیست دگر مشک و لوایم
خاک بر فرق من و وعده ی آبم به یتیمان


کارهای مرتبط: واحد ـ محرم ، اصلاح پذیر ـ غلامرضا

تاريخ : | | نویسنده : |

واحد محرم

 

مصطفي گراشی

بنموده ياري در راه حق حسين با خون خويشتن ترسيم نمود آزادي
در يك دستش قرآن در دست ديگر سنان
بنموده حرب در راه خداي حق تعالي
در اين راه مقدس هم عباس و هم اصغر
از جان خود گذشتند در صحراي كربلا
در خون شدند شناور در راه اهداف حق
شعارشان اين بود هيهات من الذله
پيغمبر ثار اله باشد زينب كبري
از صحراي كربلا  تا هر زمان در دنيا
هم ليلاي مضطر بر نعش اكبر
خون گريه بنمايد از ديد يك مادر
زينب چنان گفتا بر نعش برادر
بي تو چون سازم با اين خيل لشكر
دل ها خون شد عالم مجنون شد
از داغ اكبر ليلا محزون شد
جوانان مسلمان يار حسين زمان
از خون رنگين نماييد هم دست و هم انگشتان
زيرا شعار ايشان در هر زمان و دوران
كل يوم عاشورا كل ارض كربلا
اي قاسمان دوران گلگون كفنان دوران
از كربلا تا ايران گل رويد از خونتان
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي
خميني را نگهدار نگهدارش خودت باش


کارهای مرتبط: واحد ـ محرم ، گراشی ـ مصطفی

تاريخ : | | نویسنده : |

 واحد محرم

 

مرحوم محمد شريفيان

ديد ليلا به در خيمه چو نعش علي اكبر كه شده غرق به خون از ستم قوم ستمگر
بگرفتش به بر و لب بنهاد بر لب سردش به فغان گفت كه اي تازه جوانم
ز چه اين گونه فتادي به برم  تاج سرم  اكبر نيكو سيرم  جان فداي قد و بالاي تو اي ثاني حيدر شبيه ختم رسولان نام تو ورد زبانم
همه شب تا به سحر بر سر مهد تو نخفتم و بسي رنج كشيدم به اميدي كه به سر حد كمالت برسانم شب داماديت اندر نظر من بخرامي علي سر وروانم
همه ابناي بني هاشمي از پير و جوان شاد شوند در شب داماديت اي روح روانم
بودم اميد كه اندر شب دامادي تو وعده بگيرم زنان ماه منظر در شب سور تو مسرور شود  عمه و خواهر پدرت سبط پيمبر
آه و افسوس كه شد خاك عزا بر سر ليلا  سرو قد تو فتاده به برم غرقه به خون زلف سمنساي
به روي مادر پيرت بگشا بهر خدا بار دگر ديده ي شهلا  كه ز داغ تو به تن نيست دكر تاب و توانم
بي تو اي همسفرم گر بروم سوي وطن من بنشينم  دسته دسته  رفيقان تو اندر وطن هر لحظه ببينم گر بپرسند ز من حال تو اي ماه جبينم چه بگويم و چه سان جاي تو را بينم و من زنده بمانم
گويم اكبر به صف كرببلا شاد شده حجله گهش خانه ي گور است و غرقه به خون فرق همايون علي من به فغانم   


کارهای مرتبط: واحد ـ محرم ، شریفیان ـ محمد

تاريخ : | | نویسنده : |
 

مسجد نو محله ی شنبدی

مسجد نو محله ی شنبدی

مسجد قصاب ها محله ی شنبدی

مسجد ملک محله ی شنبدی

 

مسجد پیرزن (فاطمه زهرا س)محله ی ده دشتی

مسجد کوفه محله ی بهبهانی

 

حسینیه روانان محله ی کوتی

مسجد شیخ سعدون  محله ی کوتی

 

براي ديدن اين عكس ها و ديگر تصاوير بافت كهن بوشهر اين جا كليك كنيد


کارهای مرتبط: عکس ها

تاريخ : | | نویسنده : |

واحد اربعين

سيد محمد محزون

زينب از سوز جگر رو به سوي شاه نجف كرد و بگفت اي پدر از بهر چه امداد عيالت ننمايي كه شويم خوار
همه در دست خصان گشته گرفتار، بيا اي شه ابرار، ببين گردن بيمار، غل و جامعه و با تن تبدار، بشد آل علي خوار، مرا بيش مكن زار، سر از قبر برون آر، بكُش لشكر كفار
كه ز دست پسر سعد زناكار، اسيري مي زند بر سر و دوشم، به فرياد و خروشم، نبود طاقت هوشم، كو اجل تا كه بيايد لذت مرگ بنوشم.
من ضعيفه چه كنم حيدر كرار تويي قاتل كفار، نظر كن به سوي كرببلا باب من زار، ببين لاله رخان خفته در اين معركه بي سر، نوگل باغ پيمبر، پسر ساقي كوثر، شمر ببريده لب تشنه سرش از دم خنجر
بر سر ني همه سرهاي جوانان و عزيزان جلو عمه و خواهر، جلو زينب مضطر، مي زند سكينه بر سر، داد از شمر ستمگر
اين زمان رو به سوي كوفه روانيم، همه ناله كنان اشك فشانيم، كه در روز جزا امت جدم، به آزادي و خرم، ز آتش برهانيم و به جنت برسانيم

دانلود واحد زينب از سوز جگر ـ بخشو


کارهای مرتبط: محزون ـ سید محمد ، واحد ـ اربعین ، بخشو

تاريخ : | | نویسنده : |

واحد وفات پيغمبر

محمد شريفيان


شيعه از نو به جهان موسم افغان آمد
يا كه درياي غم فاطمه طوفان آمد
از غم مرگ پدر تا به لبش جان آمد
زين مصيبت ز سما عرش به لرزان آمد
آسمان شد به زمين خاك عزا بر سر ما
اين ستم ها همه از قوم لعينان آمد
ناله چون ديد ه غم آورد ز داغش حيدر
فاطمه گريه كنان سينه زنان بهر پدر
حسن از شدت غم ريخت بسي خون ز بصر
بر سر و سينه زنان شاه شهيدان آمد
چشم حوا ز جنون گشت از اين غم خونبار
آدم از بهر پسر زار و پريشان آمد
حسنين گريه كنان چاك گريبان آمد
رحلت ختم رُسل شافع محشر آمد
از غم مرگ پدر فاطمه با شيون و شين
سر زنان سينه زنان با دل افگار آمد
شريفيان بنما ناله تو با قلب رئوف
تا كه خشنود بگردد ز تو زهراي بتول
اندر اين بزم شود نوحه سراييت قبول
حاميت روز جزا  ختم رسولان آمد


کارهای مرتبط: واحد ـ رحلت پیامبر(ص) ، شریفیان ـ محمد

تاريخ : | | نویسنده : |


نوحه ی وفات پیغمبر

 

مرحوم غلامرضا اصلاح پذیر

باز هنگام غم و ناله و افغان آمد
باز اركان فلك زار و پريشان آمد
عرش و فرش و قلم و كرسي و جنات برين
زين عزا جمله سيه پوش و پريشان آمد
از غم رحلت آن پادشه كون و مكان
جبرئيل ناله كنان زار و نواخوان آمد
آدم و نوح و سليمان و شعيب و يعقوب
سر زنان از غم سرخيل  رسولان آمد
خضر و الياس و خليل  عيسي و موسي جليل
سر كنان خاك عزا چاك گريبان آمد
مرتضي شال به گردن به عزا با دل ريش
سر زنان ناله كنان همچو يتيمان آمد
فاطمه موي پريشان شده از مرگ پدر
گشت چون خاك زمين پيكر بي جان آمد
حسن از مرگ پيمبر شده لرزان چون بيد
سر زنان ناله كنان زار و جگر خون آمد
زين الم چاك گريبان شه بي عسل و كفن
بر سر جد كبارش به صد افغان آمد
شهر بطحا شده بيت الحزن از بهر رسول
خاك غم بر سر مرد و زن دوران آمد
بارالها تو عزاداري ما از كرمت
كن قبول چون به عزاي شه خوبان آمد
بارالها برسان قائم دين پور حسن
كه بسا فتنه و آشوب فراوان آمد


کارهای مرتبط: نوحه ـ رحلت پیامبر(ص)

تاريخ : | | نویسنده : |
نگاهی به مراسم سینه زنی در بندر بوشهر

نويسنده : عبدالرسول شادمان


بخش دوم:

«پیشخوانی»


پیش خوانی، شروع مراسم سینه زنی است و با حضور کودکان و نوجونان و اهالی خود محل آغاز می شود. این بخش بلافاصله پس از اتمام روضه خوانی شروع می شود. 
فردی که وظیفه ی پيش خوانی را دارد، در حالی که با صدای بلند بند های آغازین نوحه را می خواند به میان میدان سینه زنی می رود.   کودکان، نوجوانان و عده ای از اهالی محل اولین کسانی هستند که میان میدان رفته و حلقه اول سینه را که «بُر» نامیده می شود  تشکیل می دهند.  روش تشکیل «بُر» به این صورت است که سینه زنان به شکل دایره کنار هم ایستاده  و  با دست چپ کمر نفر سمت چپ  را  می گیرند (اکثرا انگشت در حلقه ی کمر بند شلوار نفر سمت چپ می اندازند. اگر نفر سمت راست قدش بلند تر از نفر سمت چپ باشد،  دست او بر شانه های نفر سمت چپ قرار می گیرد تا به هم پیوستگی این دایره حفظ شود)  افراد با یک ریتم هماهنگ در ابتدا پای راست خود را با زاویه ای به سمت راست یک گام به جلو  می گذارند و سپس پای چپ را به عقب و در مقابل پای راست قرار می دهند این حرکت هماهنگ سبب می شود که دایره ی تشکیل شده توسط سینه زن ها در حالت عکس عقربه های ساعت به حرکت در آید اگر بر تعداد سینه زن ها اضافه نشود، قطر دایره تغییری نمی کند و در همان حد و اندازه ی اولیه باقی می ماند.  اما  با افزوده شدن بر تعداد سینه زن ها قطر دایره نیز گستره می شود تا آن جا که تمامی فضای میدان سینه زنی را فرا می گیرد. در این جا کسی که وظیفه ی تشکیل دادن «بُر»  را بر عهده دارد با فرا خواندن تدریجی سینه زن ها از دایره ی اول، (بُر) دایره ی دوم را در درون دایره اول تشکیل می دهد. (رسم است که افرادی که تازه به جمع سینه زن ها وارد می شوند در دایره بیرونی یا «بُر» اول سینه زنی را شروع می کنند).  برای تشکیل بر های جدید اولویت با میهمانان و پیش کسوت هاست  و «بُر ساز»  ابتدا از میهمانان محل یعنی کسانی که از محله های دیگر به این محل و مسجد آمده اند و در مراسم سینه زنی شرکت کرده اند دعوت می کند تا «بُر»  جدید را تشکیل دهند.  کار تشکیل بر با توجه به تعداد سینه زن ها و گنجایش فضای میدان ادامه می یابد و به همین ترتیب هر دایره در درون دایره ی دیگر شکل می گیرد.
باید توجه داشت که اگر قطر دایره ی سینه گسترده شود اما تعداد سینه زن ها افزایش نیابد به از هم گسسته شدن دایره یا به اصطلاح محلی « پکیده شدن بُر» منجر شود و یا بر عکس، اگر قطر دایره کوچک، اما تعداد سینه زن ها زیاد باشد، عملا حرکت دایره متوقف شده و تراکم بیش از حد سینه زن ها کار سینه زنی را  دشوار می سازد. پس کار  بر سازی چندان هم ساده  به نظر نمی رسد. تمامی سینه زن ها باید به شکل بر ها و تعداد افراد تشکیل دهنده ی یک بر توجه داشته باشند و جای خود را از درون دایره ای که در آن قرار دارند تغییر نداده و به دایره دیگری  وارد نشوند چرا که اگر در این کار دقت نشود و تعدادی سینه زن از یک دایره وارد دایره ی دیگر شوند،  با این کارشان موجب گسسته شدن بر قبلی (به دلیل کم شدن سینه زن و فاصله افتادن بین سینه زن ها) و تراکم در بر بعدی می شوند. نکته ی دیگر این که همیشه باید تعداد سینه زن های بر های بیرونی بیشتر از بر های داخلی باشد تا توازن و ریتم حرکت دایره ها حفظ شود.
گاه اتفاق افتاده که به دلیل عدم توجه به تعداد سینه زن ها و کوچک نشدن قطر آن، این دایره از هم گسسته می شود و اصطلاحا «بر می پکد» که این را عیبی بسیار بزرگ در انجام مراسم محسوب به حساب می آورند. چه بسا اتفاق افتاده که به خاطر همین موضوع به ظاهر ساده،  نظم کل سینه از هم گسسته و حتی در مواردی کار به دعوا و کتک کاری بین سینه زن ها و اهالی محل کشیده شده است؟!
البته تمامی اهالی بوشهر و کسانی که با این نوع سینه زنی آشنایی دارند دقیقا وظیفه و کار خود را در سینه زنی می دانند و به ندرت اتفاق افتاده که این مراسم با اشکال روبه رو شود جز در مواردی که تعداد سینه زن ها بیش از حد انتظار باشد که در این میان هم اهالی همان محل بر سینه زنی را ترک  می کنند  تا  «بُر»  ها با تراکم و فشردگی کمتری روبه رو شود و کار سینه زنی برای دیگر سینه زنان راحت تر باشد.


کارهای مرتبط: شادمان ـ عبدالرسول ، نوشته ها

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی وفات پیامبر (ص) 


عزاداران ز نو وقت عزا شد                  
زنید بر سر وفات مصطفی شد
با دل پر درد و غمگین                        
از بهر ختم المرسلین
به خلوت خانه اش زهرا مکدر            
ز بعد باب نامیش پیمبر
به زهرا گشته دنیا همچون زندان        
ز بعد باب خود ختم رسولان
به آه و ناله شد زهرای مضطر           
 مناجاتش به سوی حی داور
الهی انت عجّل فی وفاتی                 
سریعاً قد طلقَقت الحیاتی
شنیدستم که زهرای حزینه             
سر قبر پدر اندر مدینه
چو بلبل ناله و آه و فغان داشت       
شکایت ها ز امت بر زبان داشت
پدر بعد از تو با غم یار گشتم         
به پیش چشم امّت خوار گشتم
به جای حرمت کاشانه ی من        
 زدند آتش ز کین در خانه ی من


کارهای مرتبط: نوحه ـ رحلت پیامبر(ص)

تاريخ : | | نویسنده : |
 

مسجد پیر زن ـ مسجد فاطمه زهرا (س)

مسجد فاطمه ی زهرا س (مسجد پیرزن) 

مسجدی که در آن مصطفی گراشی نوحه می خواند

براي ديدن اين تصوير و ديگر تصاوير بافت كهن بوشهر، روي عكس كليك نماييد


کارهای مرتبط: عکس ها

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی اربعین 


 شیعه با ناله و غم  زنید بر سر و سینه
که اهل بیت پیمبر  شد عازم مدینه
کشتند آن شاه بی یار  در کربلا به زاری
بین اهل بیت زارش در محمل و عماری
ما شیعیان عزادار  از بهر شاه دینیم
با جگری پر از خون  ما جمله دل غمینیم
از داغ مرگ اکبر  لیلا محزون و مضطر
با قامتی خمیده  با دلی پر از آذر
اصغرت به گهواره  افتاده گلو پاره
در خون خود شناور  چون ماهی پاره پاره


کارهای مرتبط: نوحه ـ اربعین

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه شهادت امام رضا (ع)

 

قتل رضا شه عالم آمد          
وقت عزا موسم غم آمد
زهر جفا دست قضا کار رضا ساخت        
ز زهر کین او ز پا در آمد
مامون دون شاد شد از این کار   
دست قضا کام او بر آمد
زهر جفا دست قضا کار رضا ساخت        
ز زهر کین او ز پا در آمد
گفت ای اباصلت فرش حجره برچین        
دست عدو عمر من سر آمد
زهر جفا دست قضا کار رضا ساخت        
ز زهر کین او ز پا در آمد
از خوردن انگور پر از زهر اثر کرد جگر شاه رضا را
برخاست و عمامه به سر نهاد و چنین گفت به مامون
زهر جفا دست قضا کار رضا ساخت        
ز زهر کین او ز پا در آمد


کارهای مرتبط: نوحه و واحد ـ ماه صفر

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی شهادت امام رضا (ع)

 

شعر و آهنگ: محمد فتوت


یاد غریبان کن یاد از غریبیان
یاد از غریبی در خراسان کن
شیعه در این ماتم سرا اشکت روان کن        
باز  یاد غریبان کن

کشتند امام رضا را                               
 کشتند رضا آن حجت خدا را
شیعه در این ماتم سرا اشکت روان کن         
باز یاد غریبان کن
از شام غریبان بگو                               
از مسلم و  طفلان او از اشک یتیمان بگو
شیعه در این ماتم سرا اشکت روان کن         
باز  یاد غریبان کن
با اشک و آه عزا کن
یاد غریب کرببلا و یاران با وفا کن
شیعه در این ماتم سرا اشکت روان کن        
باز  یاد غریبان کن
فتوت تو عزا کن    
در بزم عزا نوحه بهر رضا کن
شیعه در این ماتم سرا اشکت روان کن        
باز  یاد غریبان کن


کارهای مرتبط: نوحه و واحد ـ ماه صفر ، فتوت ـ محمد

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی شهادت امام سجاد


نوحه ایام صفر  شهادت حضرت امام سجاد (ع)
ای شیعه بر سر زن شب عزا شد      
وفات حضرت  زین العبا شد
تا روز محشر زنید بر سر
امام چارمین آن شاه خوبان     
رسد از کربلا  تا شام ویران
تا روز محشر  زنید بر سر
کنج هر خرابه  منزلش بود        
غم داغ عزیزان بر دلش بود
تا روز محشر زنید بر سر
کسی نشنیده بیماری به خواری       
چهل منزل کند  اشتر سواری
تا روز محشر زنید بر سر


کارهای مرتبط: نوحه و واحد ـ ماه صفر

تاريخ : | | نویسنده : |

مسجد برازجانی ها (واقع در محله سنگی بندر بوشهر)

مسجد برازجانی ها

مسجدی که در آن محمد دوانی نوحه می خواند


حسینیه روانان واقع در محله ی کوتی بندر بوشهر

 حسینیه روانان 

محل برگزاری مراسم سینه زنی خردسالان و نوجوانان

محله ی کوتی


مسجد امام جسن (مسحد فیل) واقع در محله ی کوتی بندر بوشهر

مسجد امام حسن مجتبی (ع)

مسجدی که در آن مرحوم محمود بشکوه نوحه می خواند و اکنون احمد شیخ ذاکر نوحه خوانش می باشد.

براي ديدن اين تصوير و ديگر تصاوير بافت كهن بوشهر، روي عكس كليك نماييد 


کارهای مرتبط: عکس ها

تاريخ : | | نویسنده : |
 

 

مسجد امام (مسجد قبری)

مسجد امام (مسجد قبری)

مسجدی که در آن حمید دشتی فرد نوحه می خواند


مسجد کوفه واقع در محته ی بهبهانی بندر بوشهر

مسجد کوفه (واقع در محله ی بهبهانی بندر بوشهر)


 

میدان تعزیه محله ی کوتی (میدان ننه ی اصغر)

میدون ننی اصغر 

این جا یکی از قدیمی ترین جاهایی است که در بندر بوشهر مراسم تعزیه و روضه خوانی برگزار می شد این خانه متعلق به خانواده ی چالی است و مادر اصغر و مرحوم اصغر چالی از بانیان این مراسم بودند. به همین حاطر هم این میدان به میدون ننه ی اصغر معروف شده است.

براي ديدن اين تصوير و ديگر تصاوير بافت كهن بوشهر، روي عكس كليك نماييد


کارهای مرتبط: عکس ها

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی وفات پیغمبر 

 
شعر و آهنگ: محمد فتوت

ماتم سرا مدینه شد               
زهرا سیه پوشیده شد
در ماتم بابا                          
با ناله و آه
اشکش روان از دیده شد

بسته سیه او محفلش               
 آه و فغانها دارد دلش
غم بگرفته خانه او             
 حور و ملک هم ناله او
اشکش روان از دیده شد

خاموش شده شمع خانه اش           
شده بی فروغ کاشانه اش
روزش شده همچو شب               
جانش رسیده به لب
اشکش روان از دیده شد

حضرت زهرای حزین                
از مرگ باباست دل غمین
سوخته دل غمدیده او               
خون بارد از دیده او
اشکش روان از دیده شد

فتوت با قلبی حزین               
با غم او شده قرین
نوحه کند با نای غم               
از بهر مولای دین
اشکش روان از دیده شد


کارهای مرتبط: نوحه ـ رحلت پیامبر(ص) ، فتوت ـ محمد

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی اربعین

 

شیعه شد ماه صفر زنید  بر سر           
با ناله و زاری در این ماتم سرا
هم ز بهر حسن و جد کبارش             
هم نو گل زهرا حسین در کربلا

زینب آمد به سر نعش برادر           
کای عزیز خواهر ولد شیر خدا
چشم بگشا و ببین خواهر زارت             
می برند سوی شام با شمر دغا

عابد زار تو بر ناقه سوار است             
غل به گردن او نمودند ز چرا
سر تو بر سر نی همره ما بود              
این نعش تو مانده به چه در کرببلا

رو به سوی نجف آورد و بگفتا              
باب تاجدارم تو نیایی ز چرا
بکشی تیغ و کشی کوفی و شامی             
ابن سعد ملعون و شمر بی حیا

ای پدر اکبر و هم اصغر و قاسم              
پاره پاره افتاده در این دشت بلا
سرنگون گشت علم از دست علمدار             
ای باب کبارم تو نیایی ز چرا

جمله اطفال تو با ناله و زاری                 
با چشم پر آبند در این دشت بلا
من غم دیده چه سان صبر نمایم              
بر خاک گذارم و روم نعش تو را


کارهای مرتبط: نوحه ـ اربعین

تاريخ : | | نویسنده : |


نوحه ی شهادت حضرت امام حسن (ع)


شیعه زن بر،سینه و سر                    
خون ببار از، دیده ی تر
کز اثر زهر ستم شد خون جگر                   
قره العین زهرای اطهر

شد چو مسموم آن شاه دین           
 با دو صد غم گفت این چنین
خواهر ماتم زده ی زار و حزین               
گو حسین جان بیا حالم ببین

تشنه لب شاه شهیدان 
با دو صد ناله و افغان
سوی برادر شده آن دم شتابان         
گفت چه رو داده ای شاه خوبان

در جوابش ، شاه مظلوم
گفتا آن مسموم محزون
ای که شد از ماء معین منع و محروم   
 شو پرستار اطفال معصوم

من چو رفتم زین دار فانی            
بعد مرگم ، یک زمانی
دست به شمشیر مزن ، تاتوانی           
پهلوی مادرم ، ده مکانی


کارهای مرتبط: نوحه و واحد ـ ماه صفر

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی ماه صفر

 

قاسم از بهر حسن گریه کرد تا بودش جان در بدن
آه از زهر کین ، پاره پاره جگر بین در لگن

بنت اسماء ز جفا ، زهر کین ریخت به کام مجتبی
تفتیده شد جگرش ، گوئید زینب خواهر جانش بیا

گر حسن لخته جگر، ریخته در تشت چو یحیای نبی
لیک در کرببلا ، لب تشنه کشتند شاه لافتی


کارهای مرتبط: نوحه و واحد ـ ماه صفر

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی محرم

 

گفت لیلا با دو صد غم                
کای جوان نامرادم
جانب میدان مرو آرام جانم
قلب افگار من را میازار         
روز من را مکن چون شب تار
تا قیامت از غمت در نوا و فغانم
شد امیدم نا امیدی                  
آخر از من دل بریدی
حجله ی دامادی خود را ندیدی
حجله ات بندم ای ماه رخسار    
روزم اکنون شده چون شب تار
تا قیامت از غمت در نوا و فغانم


کارهای مرتبط: نوحه ـ محرم

تاريخ : | | نویسنده : |


نوحه ی محرم


شاه شهیدان گفتا به عباس دلاور
میر سپاه لشکرم فرزند حیدر
جان برادر این جا باید سر را فدا کرد
از خون مان رنگین زمین کربلا کرد
اکبر و اصغر  و قاسم و جعفر یک دانه
از که و من قربانی راه خدا کرد
مقصد من چون احیای این دین شریف است
چهره ز خون رنگین سازم سر را فدا کرد
اهل و عیال بی یار من در این  بیابان
باید اسیر کوفیان بی حیا کرد
گر می خورد سیلی سکینه در ره شام
زینب غم دیده باید صبر ها  کرد


کارهای مرتبط: نوحه ـ محرم

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی محرم


اکبر روان شد چون سوی میدان
لیلا بگفتا با چشم گریان
کن ترک میدان آرام جانم
ای نوجوان نا دیده کامم
یک دم تامل بینم جمالت
شیری که خوردی بادا حلالت
کن ترک میدان آرام جانم
ای نوجوان نادیده کامم
یکدم روان شو قدت ببینم
تا نوجوانی داغت نبینم
کن ترک میدان آرام جانم
ای نوجوان نادیده کامم
شب ها نخفتم ای جان مادر
رنج ها دیدم شبه پیمبر
کن ترک میدان آرام جانم
ای نوجوان نادیده کامم
رخت عروسی بهرت بریدم
حجله ی عیشت آخر ندیدم
کن ترک میدان آرام جانم
ای نوجوان نادیده کامم
امید لیلا شبه پیمبر    
مارا مسوزان تا صف محشر
کن ترک میدان آرام جانم
ای نوجوان نادیده کامم


کارهای مرتبط: نوحه ـ محرم

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی محرم

ناخداعباس دریانورد
شیعه از نو شد  قتل سبط پیمبر   
بزنید بر سر بهر زاده  حیدر
آه آه شیعه از نو محرم شد
جمله دل ها پر از غم شد
زینب محزون وارد کربلا شد   
با آه وزاری سر زنان در نوا شد
آه آه شیعه از نو محرم شد
جمله دل ها  پر از غم شد
خود را بیفکند  بروی نعش برادر
شکوه ها می کرد ز دست آن قوم کافر
آه آه شیعه از نو محرم شد
جمله دل ها پر از غم شد
ای برادر جان اصغرت به گهواره  
که فتاده او غرق خون گلو پاره
آه آه شیعه از نو محرم شد
جمله دل ها پر از غم شد


کارهای مرتبط: نوحه ـ محرم ، دریانورد ـ ناخدا عباس

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه ی محرم

 

شیعیان ماه محرم به جهان گشته به پا
شد زنو وقت عزا
زینب غمزده آمد به سوی کرببلا
با دو صد حسرت و آه
شاه دین گفت به عباس علم دار جوان
با دو صد آه و فغان
گو که بعد تو چه سازم من از این جور و جفا
با دو صد حسرت و آه
زینب غمزده گفتا به حسین خسرو دین
با دلی زار و حزین
می شوند کشته جوانان دراین دشت بلا
با دو صد حسرت و آه


کارهای مرتبط: نوحه ـ محرم

تاريخ : | | نویسنده : |

نوحه محرم

 

ناخدا عباس دريانورد

شيعه زنيد بر سينه و سر
هر دم بگوييد حيف از اكبر
صد حيف از اكبر شيعه صد حيف از اكبر
خون گريه نماييد تا روز محشر
شيعه نگر ليلاي محزون
بر سر زنان و مو پريشان
گويد به زاري شيعه صد حيف از كبر
خون گريه نماييد تا روز محشر
شيعه نگر ليلاي مضطر
شيون كنان از داغ اكبر
گويد به زاري شيعه صد حيف از كبر
خون گريه نماييد تا روز محشر
شيعه نگر ليلا نوا خوان
 مجنون صفت رو در بيابان
گويد به زاري شيعه صد حيف از كبر
خون گريه نماييد تا روز محشر
شيعه نگر ليلا حزين است
شيون كنان ماتم نشين است
گويد به زاري شيعه صد حيف از كبر
خون گريه نماييد تا روز محشر


کارهای مرتبط: نوحه ـ محرم ، دریانورد ـ ناخدا عباس

تاريخ : | | نویسنده : |
.: Weblog Themes By Bia2skin :.