X
تبلیغات
نوحه های بوشهر
 درخواست ارايه ي فايل هاي صوتي نوحه

همان طور كه گفتيم اين وبلاگ به همه ي دوست داران آيين هاي مذهبي مردم بوشهر تعلق دارد لذا براي همكاري با اين وبلاگ بويزه در بخش ارايه فايل هاي صوتي براي هر نوحه، در صورت تمايل به همكاري مي توانيد فايل هاي خود را با نام مناسبت نوحه ـ نوحه خوان ـ مسجد و سال اجرا (درصورت امكان) به نشاني زير ارسال داريد ما نير براي رعايت امانت آن ها را  با نام فرستنده در وبلاك منتشر مي كنيم.
با سپاس فراوان

morwari@yahoo.com



|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نو حه حضر ت قا سم

  متن اين نوحه را يكي از دوستان خوبمان كه خود را «م» معرفي نموده است برايمان فرستاده
از لطف ايشان كمال تشكر داريم.

نو حه حضر ت قا سم

ای گل گلزار حسن

رو شنی دیده من

حا ل دل زار م بنگر

دیده خون بارم بنگر

چون تو شوی کشته زکین

از ستم قوم لعین

چشم عروست از ره بدر است

بر سر را هت منتظر است

رضا هردم بنما بحر قا سم داماد

نا له و آه افغان نو حه تا صبح محشر

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه محرم ـ به ميدان شد روان شهزاده اكبر واويلا از اين غم

نوحه محرم

آقا علي مهيمنيان

  

به ميدان شد روان شهزاده اكبر واويلا از اين غم

به دنبالش روان ليلاي مضطر واويلا از اين غم

ز هجر تازه جوان ليلا شده ناتوان

شيون به پا شد واويلا وقت عزا شد

علي اكبر تويي آرام جانم واويلا از اين غم

سُرور قلب و نور ديدگانم واويلا از اين غم

پس از مرگت علي كي زنده مانم واويلا از اين غم

اجل كو تا بگيرد نيم جانم واويلا از اين غم

ز هجر تازه جوان ليلا شده ناتوان

شيون به پا شد واويلا وقت عزا شد

چنين روزي نبود هرگز گمانم واويلا از اين غم

علي كشته شود من زنده مانم واويلا از اين غم

ز هجر تازه جوان ليلا شده ناتوان

شيون به پا شد واويلا وقت عزا شد

ندانستم بلاي ناگهاني واويلا از اين غم

رسد بر تو در ايام جواني واويلا از اين غم

شود خامش چراغ زندگاني واويلا از اين غم

ز هجر تازه جوان ليلا شده ناتوان

شيون به پا شد واويلا وقت عزا شد

فلك آخر به ما جور و جفا كرد واويلا از اين غم

جوان نو خطم از من جدا كرد واويلا از اين غم

ز هجران علي ما مبتلا كرد واويلا از اين غم

ندانستم عدو با ما چه ها كرد واويلا از اين غم

ز هجر تازه جوان ليلا شده ناتوان

شيون به پا شد واويلا وقت عزا شد

چراغ زندگاني گشته خامش واويلا از اين غم

شدم در ماتم اكبر سيه پوش واويلا از اين غم

اجل هم كرده از ليلا فراموش واويلا از اين غم

ز هجر تازه جوان ليلا شده ناتوان

شيون به پا شد واويلا وقت عزا شد

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي محرم ـ ليلا بگفتا اي آرام جانم

نوحه ي محرم


ليلا بگفتا اي آرام جانم

كن ترك ميدان اي روح روانم

بنشين اندر كنارم كز هجرت بي قرارم اكبر جوان ليلا

مادر پيش من چون جان جاناني

كن ترك ميدان اي يوسف ثاني

گر روي ميدان بابت شود گريان

عمه ات زينب زين ماجرا نالان

شب ها نخفتم من اي جان مادر

رنج ها ديدم اي شبه پيمبر

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي محرم ـ اي عندليبان گلشن خراب است

نوحه ي محرم

آهنگ عبدالحسين خرمائي


تهيه فايل صوتي:
آقاي مسعود حمزه ئيان

اي عندليبان گلشن خراب است

آهسته ناليد اصغر به خواب است

از داغ اصغر دل خون رباب است

لاي لايي از سفر برگشته رودم

شير از پيكان كافر خورده رودم

گهواره خالي اصغر  نه پيداست

ياران چه سازم رودم نه اينجاست

در باغ رضوان در نزد زهراست

اهل مدينه يك سر بياييد

ما بي كسان را ياري نماييد

خاك مصيبت بر سر نماييد

ياران غربت زينب رسيده

ظلم و ستم ها بسياري ديده

بار مصيبت قدش خميده

دانلود نوحه اي عندليبان گلشن خراب است

عباس محمدي باغملائي


|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي محرم ـ گفتا ليلا به افغان بهر اكبر

نوحه ي محرم


گفتا ليلا به افغان بهر اكبر

ترك ميدان كن اي شبه پيمبر

بنشين يك دم در برم

كن رحم بر چشم ترم

اي جان مادر

بودم اميد كه دامادت نمايم

حجله ات بندم و شادت نمايم

حوران آيند از سما

گويند در عيشت ثنا

اي جان مادر

اي صبا چون رسيدي در مدينه

گو سلامم به صغراي حزينه

بر گو كشتند اكبرت

شد خاك غم بر سرت

اي جان مادر

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي محرم ـ ماه محرم ز نو شد قتل سبط پيمبر

نوحه ي محرم

ناخدا عباس دريانورد


ماه محرم ز نو شد قتل سبط پيمبر

كشته شد فرزند حيدر لب تشنه شاه بي لشكر

زينب از مرگ برادر با فغان و دل پر آذر

سوي قتلگه روان شد اندر آن دم دخت حيدر

چون به بالين شه آمد زينب محزون و مضطر

ديد جسم چاك چاكش از دم شمشير و خنجر

زد به سر گفت اي برادر زينبم من جان خواهر

اين زمان خواهم ببينم روي تو يك بار ديگر

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي محرم ـ گفتا عباس جوان كاي شاه تشنه لبان

نوحه ي محرم

محمد شريفيان


گفتا عباس جوان كاي شاه تشنه لبان

سكينه آمده نزدم با دو صد آه و فغان

ده اذن ميدانم

فرزند شاه عرب دارم از خود عجب

سقاي تشنه لبانم جانم آمد به لب

سكينه هر زمان گويد عمو جوان

هم چو من تشنه لبي كو عمو در اين جهان

شاها در خيمه ها بانگ فرياد و آه

از صغيران حجازي مي رود تا سما

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه محرم ـ اي شيعيان مگر ماه عزا نو شد

نوحه محرم

ناخدا عباس دريانورد


اي شيعيان مگر ماه عزا نو شد

جمله دل ها پر از غم شد واويلا حسين

شد كشته شاه دين فرزند پيغمبر  ـ شد

غم نصيب زينب شد واويلا حسين

شد پاره پاره پيكر علي اكبر ـ شد

ليلا محزون و مضطر شد واويلا حسين

شد پاره پاره حلقوم علي اصغر   ـ شد

در خون خود شناور شد واويلا حسين

اي شاه غضنفر فر در كرببلا بنگر

بين كشته جوانانت هم قاسم و هم اكبر

يك طرف علي اكبر يك طرف علي اصغر

آن يكي گلو پاره ديگري شده بي سر

شاها به حق اكبر يك لحظه به ما بنگر

ما جمله عزاداريم از بهر تو اي سرور

شاها تو قبول فرما چاكر سرايت را

«ناخدا»ي مسكين بين در كشتي بي لشكر

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي محرم ـ گفتا سكينه با ديده ي تر

نوحه ي محرم

 

گفتا سكينه با ديده ي تر

عباس عمو جان برمن تو بنگر

خشكي زده عالم  از كف رفته حالم  واويلا از اين غم

صحرا پر از غم من تشنه كامم

وز تشنه كامي در پيچ و تابم

عمو مگر ما خانه نداريم

جز يك خرابه منزل نداريم

يك قطره ي آب اندر حرم نيست

بي آب عمو جان تا كي توان زيست

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
  نوحه ی محرم ـ الوداع الوداع امشب شب عاشوراست

 نوحه ی محرم

 

الوداع الوداع امشب شب عاشوراست

دور خیمه بر سر زنان زهراست

الوداع الوداع امشب زینب محزون

زینب محزون در فکر فرداست

الوداع الوداع امشب لیلای مضطر

لیلای مضطر در فکر فرداست

الوداع الوداع امشب عروس ناشاد

عروس ناشاد در فکر فرداست

الوداع الوداع امشب عابد بیمار

عابد بیمار درفکر فرداست

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ یوسف صفت مادر مرو در چنگ گرگان

نوحه ی محرم 

اکبر روان شد چون سوی میدان

لیلا بگفتا با چشم گریان

یوسف صفت مادر مرو در چنگ گرگان

از آتش هجر رخت لیلا مسوزان

رخت عروسی بهرت بریدم

حجله ی عیشت مادر نچیدم

امید لیلا شبه پیمبر

ما را مسوزان تا روز محشر

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ ای شیعه شد وقت عزا شور قیامت گشته به پا

نوحه ی محرم 

سیدجواد عین الملک

ای شیعه شد وقت عزا شور قیامت گشته به پا

در ماتم مولای جهان جن و ملک شد نوحه سرا

ای شیعیان شد وقت عزا

مولای شهیدان به نوا فرموده از راه وفا

می رسدم اکنون به مشام بوی تربت کرببلا

ای شیعیان شد وقت عزا

منزل گه یاران این جاست میدان سواران این جاست

تشنه لبان را برگویید سرچشمه ی باران این جاست

وادی جان بازان این جاست بزم سرافرازان این جاست

خیل سپه داران اینجا گشته فدا در راه خدا

ای شیعیان شد وقت عزا

خون عزیزانم یک سر در دشت روان خواهد شد

آغشته ی در خون اکبر آن تازه جوان خواهد شد

چون لاله ی خونین عباس آن شیر ژیان خواهد شد

فرق حبیب بن مظاهر از جور خصان گشته دو جا

ای شیعیان شد وقت عزا

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ ای شیعه ز نو محرم آمد هنگام عزا و ماتم آمد

نوحه ی محرم

سید محمد محزون

ای شیعه ز نو محرم آمد هنگام عزا و ماتم آمد

بر سر بزنید از این مصیبت در بادیه شاه عالم آمد

گفتا شه دین به نو جوانان این جا بود وعده گاه جانان

عباس تو خیمه ها به پا کن چون امر خدا مسلم آمد

این دشت بلاست قتلگاهم گردند شهید اقربایم

آتش بزنند به خیمه گاهم زینب به عزا و ماتم آمد

از جور و جفای قوم اعدا صد چاک شود یوسف لیلا

گردد چو به خاک و خون شناور لیلا به عزا و ماتم آمد

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ علی اکبر روان شد سوی میدان

نوحه ی محرم

محمد شریفیان

علی اکبر روان شد سوی میدان

بگفتا مادرش با چشم گریان

علی ای نور چشمان، دمی کن ترک میدان، من از هجرت مسوزان

بریدم رخت دامادی برایت

حنا بندان نکردم دست و پایت

نشستم عاقبت اندر عزایت

فلک آخر به ما جور و جفا کرد

جوان نوخطم از من جدا کرد

خدا داند عدو با ما چه ها کرد

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ شاه دین گفت به عباس دلاور

نوحه ی محرم

شاه دین گفت به عباس دلاور

ز جا برخیز ببین حالم برادر

علم بر گو به دست کی سپارم

به غیر از تو علم داری ندارم

علم را نوبتی دیگر به پا کن

به من یاری تو از بهر خدا کن

در عالم جز من مظلوم بی یار

کسی نشنیده شاهی بی علمدار

علم دار سپاهم ای برادر

شهید بی گناهم ای برادر

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ به دشت کربلا لیلای محزون محمد شريفيان

تهيه فايب صوتي:
آقاي مسعود حمزه ئيان


نوحه ی محرم

محمد شريفيان


به دشت کربلا لیلای محزون به گفتا با صد افغان

علی اکبر جوان تاجدارم دمی کن ترک میدان

بیا ای ماه کنعان مرو در چنگ گرگان دل لیلا مسوزان

گلی از گلشن وصلت نچیدم جوان نا امیدم

به جای خلعت دامادی تو کفن بهرت بریدم

گل نشکفته ام رو در خزانی اسیر کوفیانی

روی ناکام علی زین دارفانی نخواهم زندگانی

نظر بنما به حال زار زینب و این عترت طاها

ترحم کن دمی بر حال لیلا مه یثرب و بطحا

نشین گویم سکینه تا بیارد برایت مشک و عنبر

زند شانه به گیسوی تو زینب گلاب از دیده ی تر

گمانم از دل لیلای محزون خبر هرگز نداری

«شریفیان» چرا از بهر اکبر ز دیده خون نباری



دانلود به دشت کربلا لیلای محزون ـ بخشو

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ به میدان چون شد روان شهزاده اکبر

نوحه ی محرم

سید علی مهیمنیان

به میدان چون شد روان شهزاده اکبر

شبه پیمبر

به دنبالش شد روان لیلای مضطر

با دو چشم تر

جانم تازه جوانم کن ترک میدان آرام جانم

بودی امید من و مونس جانم

روح روانم        

زند هجرانت شرر بر جسم و جانم

زنده کی مانم

جانم تازه جوانم کن ترک میدان آرام جانم

حجله ی عیش تو را آخر نبستم

رفتی ز دستم

خاک بر فرق من وعهد و پیمانم

بی تو چون مانم

جانم تازه جوانم کن ترک میدان آرام جانم

 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ عزادار این عزای شاه دین است

نوحه  ایام سوگواری محرم، صفر و رمضان

 

عزادار این عزای شاه دین است

به جنت حضرت زهرا غمین است

عزای شاه دین است

عزادار زین عزا کلثوم غمین است

که جبریل در غمش ماتم نشین است

عزای شاه دین است

عزا دار زین عزا اکبر شهید است

که لیلا از غمش ماتم نشین است

عزای شاه دین است

عزا دار زین عزا زینب غمین است

به جنت حوریان با غم قرین است

عزای شاه دین است

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ ای شیعه مگر قتل شه کرببلا شد

نوحه ی محرم

ناخدا عباس دریانورد

ای شیعه مگر قتل شه کرببلا شد

یا ماه عزا شد

یا ماتم فرزند علی شیر خدا شد

در دشت بلا شد

چون آب به روی شه لب تشنه ببستند

دل ها بشکستند

بسیار عزیزان حسین تشنه نشستند

در دشت بلا شد

از تیر جفا اصغر او غرقه به خون شد

زینب به فغان شد

این جور و ستم جمله ز اولاد زنا شد

در دشت بلا شد

يك غنچه ي گل بر سر دست شه مظلوم

آن كودك معصوم

مانند مه يك شبه انگشت نما شد

در دشت بلا شد

ای شیعه از چه عون و عباس و علی اکبر ناشاد

هم قاسم داماد

لب تشنه شهیدان همه در راه خدا شد

در دشت بلا شد

آتش به خیام حرم آل عبا شد

در دشت بلا شد

اطفال شه دین هم لرزان و گریزان

از جور لعینان

ای شیعه از چه زینب و کلثوم و هم سکینه ی زار

گردیده گرفتار

یا بلکه ز جور و ستم شمر دغا شد

در دشت بلا شد

بر ناقه ی عریان ز جفا سید سجاد

با ناله و افغان

یا بسته به گردن غل و زنجیر به پا شد

در دشت بلا شد

ای شیعه از چه اهل بیت زار آن شاه شهیدان

با ناله و افغان

بر ناقه و محمل حرم شیر خدا شد

در دشت بلا شد

ای شیعه از چه ذاکر فرزند زهرا «ناخدا» شد

از فضل خدا شد

یا بلکه همه عالم از این غم به نوا شد

در دشت بلا شد

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ گفتا قاسم به فغان کای شاه تشنه لبان

نوحه ی محرم

گفتا قاسم به فغان کای شاه تشنه لبان

اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

بعد از یاران جانی نخواهم زندگانی

اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

کشتند حر دلاور عون و عباس و جعفر

اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

وصیت کرده بابم بر من اذن شهادت

اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

عزیزانت یک سر گشتند در خون شناور

اذن میدان مرا ده عمو سیرم ز جهان

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ ای شیعه بر سر زن یر سبط پیمبر در این عزا و ماتم

نوحه ی محرم 

ای شیعه بر سر زن

یر سبط پیمبر در این عزا  و ماتم

بنگر که چه سان گفت

زینب به سر نعش پر خون برادر

ما را به اسیری

می برند سوی شام این قوم ستمگر

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي محرم ـ اي شيعه بر سر زن ماه ماتم از نو به پا شد حسين

نوحه ي محرم

اي شيعه بر سر زن ماه ماتم از نو به پا شد حسين

شهيدم به دشت كر بلا شد

تير كين حرمله زد به حلق اصغر ستم كرد چرا

كه اصغر شهيد بي صدا شد (۱)

زينب از كرببلا به كوفه تا شام روان شد چرا

روانه به سوي شهر ها شد

آل احمد ز جفاي آل سفيان شدند در به در

چه ظلمي به آل مصطفي شد

(۱) که اصغر شهید بی سلاح شد

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي محرم ـ همه اي شيعيان با ناله و غم

نوحه ي محرم

همه اي شيعيان با ناله و غم

زنيد بر سر كه شد ماه محرم

سر نعش حسين زينب به زاري

بگفتا اي برادر سر نداري

فداي دست هايت جان خواهر

چرا انگشت و انگشتر نداري

به كهنه جامه اي كردي قناعت

چرا آن پیرهن بر تن نداری

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي محرم ـ بر لب بحر فرات سقاي لب تشنگان

نوحه ي محرم

محمد فتوت

بر لب بحر فرات سقاي لب تشنگان

چوافتاد بر روي زمين گفت اي شه كون و مكان

بيا كه ديده ام به راهست هنگام بدرود و داعست

مولا حسين جان

آواي هل من ناصرش شه خوبان شنيد

آمد به بالينش نشست ز دل آهي كشيد

بگرفت برادر را به بر اشكش روان شد از بصر

مولا حسين جان

تا باشد جان در بدن شه لب تشنگان

مرا به خيمه ها مبر پيش كودكان

وعده ي آب من داده ام عذرم بگو از وعده ام

مولا حسين جان

هذا فراق بيني و بينك سرورم

بيا و بردار از زمين كنون اين پيكرم

اي آخرين وداع بود هنگام الوداع بود

مولا حسين جان

اي زينت دوش نبي گل باغ جنان

نوحه سرايت شد فتوت به صد شور و فغان

بنما قبول سروده اش بر وجود تو دو ديده اش

مولا حسين جان

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ یاران زمین کربلا خون گرفته
نوحه ی محرم

شعر و آهنگ: محمد فتوت 

یاران زمین کربلا خون گرفته

خون حسین و یارانش از دجله تا هامون گرفته

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

هر سو فتاده بر زمین یک گلعذاری

یک سو نوای مادران با آه و زاری

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته 

یک سو روان خون یاران چون چشمه ساران

یک سو روان سوی خیام خیل سواران

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

یک سو فغان تشنگان بگرفته صحرا

یک سو کنار علقمه افتاده سقا  

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

فتوت هم از سوز دل نوحه سرا شد

ای ذاکرا تو هم بنال که موسم شور و نوا شد

زینب سر به زانو با دل پر خون گرفته

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ی محرم ـ اکبر جوان لیلا ـ سرو روان لیلا
نوحه ی محرم

اکبر جوان لیلا  سرو روان لیلا

مادر مرو به میدان آرام جان لیلا

در اول جوانی وز مرگ ناگهانی

کام از جهان ندیدی رفتی زین دار فانی

از داغ مرگ اکبر لیلا محزون و مضطر

با قامتی خمیده با دلی پر از آذر

اصغرت به گهواره افتاده گلو پاره

در خون خود شناور چون ماهی پاره پاره

ما شیعیان عزادار از بهر شاه دینیم

با جگری پر از خون ما جمله دل غمینیم

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
  نوحه ي پيش خواني ـ شيعه از نو شد قتل سبط پيمبر

 نوحه ي پيش خواني

شيعه از نو شد قتل سبط پيمبر

بزنيد بر سر بهر زاده ي حيدر

آه آه شيعه از نو شد محرم جمله دل ها پر از غم شد

زينب محزون وارد قتلگاه شد

با آه و زاري سر زنان در نوا شد

آه آه شيعه از نو شد محرم جمله دل ها پر از غم شد

خود را بيفكند بر روي نعش برادر

شكوه ها مي كرد ز دست آن قوم كافر

آه آه شيعه از نو شد محرم جمله دل ها پر از غم شد

اي برادر جان اصغرت به گهواره

اوفتاده غرق خون گلو پاره

آه آه شيعه از نو شد محرم جمله دل ها پر از غم شد

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي اربعین ـ شيعه از نو شد اربعين شاه دين

 

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ  
 نوحه ي پيش خواني ـ ماه عزا شد شيون به پا شد
نوحه ي پيش خواني

ماه عزا شد شيون به پا شد

يا كه حسين كشته به شمشير جفا شد

زينب محزون با چشم گريان

شيون كنان بهر شهيد كربلا شد

ليلاي مضطر از بهر اكبر

شيون كنان بهر شبيه مصطفي شد

|+| نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ـ ـ